تبليغاتX
ashegh

سلام سلام

هوررررااا تفلد تفلد تفلدم مبارک

 آخ جون ۱۶ ساله شدم

 بادا بادا مبارک بادا تفلدم مبارک بادا

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13ساعت 17:27 توسط عاشق |

 

خوب؛خوب نازنین من

نام تو همیشه مرا مست میکند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب

نام تو گر چه بهترین سرود زندگیست

من تو را به خلوت خدایی خیال خود

بهترین؛بهترین من خطاب میکنم

بهترین بهترین من....

 

ما دو تن مغرور

هر دو از هم دور

وای دز من تاب دوری نیست

ای خیالت خاطر من را نوازشبار

بیش از این در من صبوری نیست

بی تو من تنهای تنهایم

من به دیدار تو می آیم..............

 

 

باید فراموشت کنم!

چندیست تمرین میکنم

من میتوانم!میشود!

آرام تلقین میکنم

حالم نه اصلا خوب نیست..

تا بعد بهتر میشود

فکری برای این دل آرام و غمگین میکنم

من میپذیرم رفته ای

و بر نمیگردی همین....

+ نوشته شده در جمعه 1387/04/07ساعت 11:50 توسط عاشق |

ســــلام به همه دوستای گلم

انشاالله که حال همه شما خوب باشه

ممنون از اینکه بهم سر زدید و نظر دادید .

من که یه چند وقتیه که حالم تقریبا خوب شده و سعی می کنم که فراموشش کنم

ولی فکر نمی کنم بتونم

حالا جدا از این حرفا امروز میخوام یه پست عشقی دیگه بذارم

ممنون میشم مثل قبلیا نظر بدین

یک ساعت تمام ، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
 فریاد کشید : آخر خفه شدم ! چرا حرف نمی زنی ؟
 گفتم : نشنیدی ؟ .... برو 

 

 از باده ی نیست سر خوشم ، سرخوش و مست
 بیزارم و دلشکسته ،‌ازهر چه که هست
 من هست به نیست دادم ، افسوس که نیست
 در حسرت هست پشت من پاک شکست 

 

من اشک سکوت مرده در فریادم
 داد ی سر و پاشکسته ، در بی دادم
 اینها همه هیچ ... ای خدای شب عشق
 نام شب عشق را که برد از یادم ؟

+ نوشته شده در جمعه 1387/04/07ساعت 11:46 توسط عاشق |

سلام به همه دوستای گلم

اول  : مرسی از اینکه بهم سر می زنید و نظر می دید باید بگم واقعا با نظراتتون خوشحالم می کنید .

دوم : من فکر نکنم اونجور که شما می گید باشم  شاید باشم و خودم خبر ندارم .

می ریم سر اصل مطلب

امروز بدجور دلم واسش تنگ شد . دیروز وبم رو خوند و انقدر آب شدم که نگو . ولی خدایی خیلی دلم واسش تنگ میشه .

یه روز نمیشه که به فکرش نباشم . اصلا اگه باهاش حرف نزنم روزم شب نمیشه .

حس می کنم دیگه اون عشق قدیمی من نیست یعنی رفتاراش خیلی عوض شده خیلی خیلی اصلا انگار که خودش نیست .

کاشکی پیشم بود .

بای تا بعد ( عاشق )

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/03/21ساعت 19:30 توسط عاشق |

سلام به همه دوستاي گلم

ديشب عجب باد و باروني ميومدا !! كاش زير بارون با عشقم قدم مي زديم

واقعا يه چند وقتيه كه جاي خاليش رو دارم حس ميكنم

واقعيتش اينه كه به عشق جديدش احساسه حسادت شديدي دارم . فكر مي كنم خيلي خوش به حالشه كه اون رو داره . كاش من جاي اون بودم

ولي خب بايد بسوزيم و بسازيم كار ديگه كه نميشه كرد . فكر مي كنم عشق جديدش رو خيلي دوست داره . خدا كنه كه اينجوري باشه .

بعضي وقتا مي خوام سر به تنش نباشه ولي بعدش پشيمون مي شم .

اصلا نمي دونم چم شده اصلا حال ميزوني ندارم . نافرم حالم بد شده .

اصلا نمي دونم چرا اينجوري شدم . بعضي وقتا از خودم خيلي بدم مياد خيلي خيلي . به طوري كه مي خوام از اين زندگي جهنمي خلاص بشم .

ولي خب كاريش نميشه كرد ديگه .

بعضي وقتا از خدا مي خوام عشق جديدش رو ازش بگيره ولي سريع پشيمون مي شم كه چرا اين دعا رو كردم . اينجاست كه شاعر ميگه : دعايي مي كنم هر شب كه ار يادم رود مهرش ولي آهسته مي گويم خدايا بي اثر باشد .

ولي لعنت به اين زندگي كه خودش يه روز مياردش و خودش مي بردش .

به هر حال خدا كنه هر جا هست با عشق جديدش خوش باشه .

فعلا باي تا هاي ( عاشق )

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/09ساعت 18:57 توسط عاشق |

خیلی بده که به اونی که دوسش داری نرسی خیلی بده که واسه یه ماه حاش رو نپرسی

آقا اصلا عاشقی بد دردیه چون که یه لحظه هم نمی تونی فراموشش کنی حتی یه لحظه !!!

اونایی که عاشق واقعیا کاملا درک می کنن که من چی میگم خیلی سخته خیلی سخته که اونی که دوسش داری از عاشقی هیچی ندونه خیلی سخته

چه قدر بده که ۴ ماه دیونه یکی بشی که شب و روزت بشه اون

آقا من عاشقم

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/01ساعت 23:15 توسط عاشق |

دوست داشتن رو بايد از برگ درخت آموخت وقتي زرد مي شه، وقتي مي ميره ؛ وقتي از درخت جدا مي شه ؛ بازم پاي همون درخت مي افته

نگاهم ياد باران كرده امشب ،مرا سر در گريبان كرده امشب ،غم و فرياد من از اين وان نيست،دلم ياد رفيقان كرده امشب.

من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را

همیشه نبودنت کنارم ،مرا می آزارد و من عجیب بهانه گیر می شوم . ...... تو اما........لبخند مهربانت ، ماندگار پیوست می شود بر سکوت

اين ديوار هاي سردغرور؛هيچ گاه فرصت نداد که"زمرمه هاي دلتنگي ام"به سوي تو پر گيرند. کاش بيايي همراه نسيم عشق؛از پشت پنجره نيمه باز رو به قلبم

عشق تو چشماي هم نگاه كردن نيست با چشماي هم به زندگي نگاه كردنه

براي زيستن دوقلب لازم هست. قلبي که دوست بدارد . قلبي که دوستش بدارند. قلبي که هديه کند . قلبي که بپذيرد

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شديبه ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه

تو دريايي و من موجي اسيرم...كه مي خواهم در آغوشت بميرم... بيا درياي من آغوش بر كش...نمي خواهم جدا از تو بميرم


هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد

بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد

اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من

 

 



گله مي‌كرد ز مجنون ليلي - كه شده رابطه‌مان ايميلي
حيف از آن رابطه‌ي انساني - كه چنين شد كه خودت مي‌داني

عشق وقتي بشود دات‌كامي - حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو را - برده يا دات‌نت و دات‌ارگ تو را

بهرت اي‌ميل زدم پيشترك - جاي سابجكت نوشتم: به درك
به درك گر دل من غمگين است - به درك گر غم سنگين است

به درك رابطه گر خورده ترك - قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از اين ايميلم - كه به اين رابطه هم بي‌ميلم

مرگ ليلي نت و مت را ول كن - همه را جاي OK كنسل كن
OFF كن كامپيوتر را جانم - يار من باشد و ببين من ON ام

اگرت حرفي و پيغامي هست - روي كاغذ بنويس با دست
نامه يك حالت ديگر دارد - خط تو لطف مكرر دارد

خسته از
Font و ز Format شده‌ام - دلخور از گردالي @ (ات) شده‌ام

كرد ريپلاي به ليلي مجنون - كه دلم هست از اين سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد - هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد

زودتر پيش تو خواهم آمد - هي مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتي تو عزيزم ليلي - ديگر از من نرسد ايميلي

نامه‌اي پست نمودم بهرت - به اميدي كه سرآيد قهرت...

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29ساعت 12:15 توسط عاشق |

 

چه قدر خوبه که اونی رو که از دستش داده بودی دوباره به دست بیاری 

بدونی که دیگه مال کسی نیست و فقط مال خودته و واسه همیشه داریش !

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/15ساعت 22:20 توسط عاشق |

عاشق باروني ولي وقتي بارون مياد چتر رو سرت مي گيري ميگي عاشق برفي ولي از يه گوله برف مي ترسي ميگي عاشق پرنده اي ولي اونو تو قفس زندوني مي کني انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی با انگشت به طرف کسی اشاره می کنی تا مسخره اش بکنی بدون سه تا از انگشت هات به طرف خودت

دختری هستم 20 ساله خوشگل . خوشتیپ باکلاس تحصیل کرده پولدار قصد ازدواج با کسی رو ندارم اینهارو گفتم که دلتون بسوزه


عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .

زندگی وقتی قشنگه که در کتاب قانون آن اصل معرفت ماده محبت و تبصره عشق نوشته شده باشه

کاش ميشد اشک را تهديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد کاش ميشد در ميان لحظه ها لحظه ي د يدار را نزديک کرد.


خانومها با گوشهایشان عاشق می شوند و مردها با چشم هایشان. (شکسپیر)

یک شمع می تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چیزی از دست بدهد، مانند شادی که هیچ گاه با تقسیم کردن کم نمی شود.

تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن

اگه نمیزاری بوست کنم اگه نمیزاری نازت کنم اگه نمیزاری بغلت کنم حداقل بزار جیگرتو بخورم که . . آخه من جیگر گوسفند خیلی دوست دارم


سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

بني آدم اعضا يكديگرند كه مثل سگ بهم مي پرند چو عضوي بدرد آورد روزگار كه پنچر شود چرخ آموزگار تو كز محنت ديگران بي غمي گمونم پسر عمه شلغمي

اگر طاووس براي ناز كردن و روباه براي فريب دادن وتمساح براي اشك ريختن وكلاغ براي قارقار كردن داشته باشي ديگر نيازي به زن گرفتن نداري

انسان با ۳ بوسه تکمیل می شود : ۱. بوسه مادر: که با آن پا به عرصه خاکي میگذارد ... ۲ . بوسه عشق: که يک عمر با آن زندگي مي کند... ۳. بوسه خاک: که با آن پا به عرصه ابديت مي گذارد ...

خاکستر قلیونتم،می سوزم تا بسازمت!!!

بعضی وقت ها اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرقی که یادت میره یه نفر منتظرته تا . . . . . . . . از دستشویی بیای بیرون

دیروز در دادگاه دلم، مغز من قاضی بود، متهم قلبم بود، جرم من عشقم بود، عشق من یاد تو بود، (آيا) حق من اعدام بود؟؟؟

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق يعني چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او عشق يعني ماتهب از يك نگاه غرق در گل بوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق گرمی دست تو در آغوش عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان تا سحر از عاشقی با او بخوان عشق يعني هر چه داري نیم كن از برایش قلب خود تقدیم كن

بابا كجايي؟ نيستي؟ تو پيستي؟ توريستي‌ ؟ خدايي نكرده مريض كه نيستي؟ راستي با اين كه ياد ما نيستي; ولي اول ليستي; يعني بيست بيستي

پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/11ساعت 22:4 توسط عاشق |

یكي بود يكي نبود / زير اين سقف كبود /يه غريب آشنا /دل و جونمو ربود / اينجوري نگام نكن /گل ياس مهربون /اون غريبه خودتي هميشه با من بمون .

سلام عزيزم؛شنيدم پنج شنبه آينده جشن نامزديته تبريک ميگم ؛ واقعا خوشحال شدم . . . ستاد مبارزه با افسردگي دختران دم بخت


عمري با غم عشقت نشستم به تو پيوستم و از خود گسستم وليكن سرنوشتم اين 3حرف بود تورا ديدم ، پسنديدم ، گسستم

خيلي راحت با نگاهت قفل قلبمو شكستي اومدي واسه هميشه توي قلب من نشستي تو برام شيريني و من مثل آب دريا شورم توي قلب من نشستي اما از تو خيلي دورم دل تنها و غريبم پيش تو بد جوري گيره براي جدايي از تو ميدونم من ديگه ديره

سکوت فرياد هزاران درد است در وسعت انتهاي دريا ...........و تو بي انتهاترين فريادي که در سکوت من نشسته اي


بدترين فريب عاشق شدنه چون خودت رو به چيزي متعلق ميکني که يه روزي از دستت ميره


در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد / در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگي سيرم بکرد / آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد

عاشقي مايه ي درد است ، چه هجران چه وصال ، خسرو از عشق جدا نالد وفرهاد جدا

آنکه مي‌خواهد روزي پريدن آموزد، نخست مي‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمي‌کنند

متاسفانه نداري! البته تقصير هم نداري! من چيكار كنم نداري ديگه! دست خودتم نيست كه نداري! خب نداري ديگه بابا . . . لنگه نداري


من صفرم(0)، تو دویی(2). با تو بیستم، بی تو نیستم.

عشق کلید شهر قلب است، به شرط آن که قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود.


+ نوشته شده در شنبه 1387/02/07ساعت 20:0 توسط عاشق |

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/29ساعت 8:8 توسط عاشق |

يک حقيقت زندگي: هر چقدر به ديگران کمک کني چند برابر ش از جايي که فکرشو نمکني بهت کمک ميشه ميگي نه؟ شماره حساب منو يادداشت کن..........

سرنوشت سه دفعه بهت دروغ ميگه؟ اولين بار وقتي به دنيات مياره دومين بار وقتي عاشقت ميكنه سومين بار هم زندگي رو ازت ميگيره تا بفهمي همش خواب بود و بس


خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!!! ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شد


مي دوني چرا من هيچوقت صدقه نمي دم؟؟؟
چون نمي خوام تو از من دور بشي.. آخه ميگن صدقه بلا رو از آدم دور مي کنه

امیدوارم امشب که می خوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو تو خواب ببینی، ولی سعی کن بهش عادت نکنی. آخه من هر شب نمی تونم بیام تو خوابت!

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر و می دانی که کویر بدون باران زنده است. پس برو بمیر


دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناک

هزار شاخه گل رز ... يه بغل پيچک سبز ... يه سبد سيب و انار... همش رو مي سپارم به تو ... ببر سر چهارراه بفروش... سودش هم نصف نصف


خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پیدا کردن دوست شيرين خيلي سخته! خداي من، تو چطوري منو پيدا كردي؟

اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی اصلا تعجب نکن این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی

حيف كه فقط تو يكيو دارم اگر از تو يه عالمه داشتم... الان گاوداري داشتم!


اگه فرهاد شيرين رو يادش بره. اگه مجنون ليلي رو يادش بره. اگه پرنده پروازو يادش بره من هيچ وقت پول قبض تلفن هایی که دادم برات اس ام اس میدم رو يادم نمي ره



+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/29ساعت 7:57 توسط عاشق |

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/27ساعت 18:52 توسط عاشق |

دل من ديگه مطمئن باش كه نمياد پيشت

 

مطمئن باش كه اون الان پي خوشي هاي خودشه

 

مطمئن باش كه ديگه حتي فكرتم نمي كنه

 

مطمئن باش كه ديگه دوستت نداره

 

مطمئن باش كه حتي دوست نداره بهت نگاه كنه

 

پس ...

 

منتظرش نباش ، منتظرش نباش  

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/01/25ساعت 21:51 توسط عاشق |

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

ما آدما هميشه صداهای بلند و می شنويم ، پررنگها رو می بينيم و کارهای سختو دوست داريم ، غافل از اينکه خوبها آسون ميان ، بی رنگ می مونن و بی صدا می رن !

وقتي ازت دورم فكر نكني فراموشت مي كنم نه !!! فقط بهت فرصت ميدم دلت واسم تنگ بشه

داشتم اشکهايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل ميکردم خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي ببخش اگر اين روزها عشق با گريستن ثابت ميشود


بهاي عشق چست بجزعشق به هم رسيدن يعني اغاز با هم ماندن يعني زند گي ...زندگي با عشق يعني کا ميابي

در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ، ولي در نماز پايان است . شايد اين بدين معناست که پايان نماز ، آغاز ديدار است

در قلبت رو واسه هر کسي باز نکن ، اوني که دوست داره

يه ضرب المثل چيني ميگه: اگه از دوران مجردي لذت نميبري ازدواج کن!! اون وقت حتما" از فکــــــــر کردن به دوران مجردي ات لذت ميبري

میدونی چرا دل به دلت دادم؟؟ به خاطر شباهت زیادت به ماه! با این تفاوت که ماه سه حرفه ولی تو حرف نداری

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت رابراي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي

از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی چیست ؟؟ گفت :: فاصله این بدبختی تا بدبختی دیگر


حاصاضرب توان در ادعا مقداري ثابت است . هرچه توان انسان كمتر باشد ، ادعاي او بيشتر است و هرچه توان انسان بيشتر شود ، ادعايش كمتر مي گرد

پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ، چون خيلي وقته تو رو نديدم

ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کسی که منو فراموش میکند کیست؟

غربت را نبايد در شهري غريب يا در گمشدن لحظه هاي اشنا جستجو کرد هر وقت عزيزت نگاهش را به ديگري تعارف کرد تو غريبي

+ نوشته شده در شنبه 1387/01/24ساعت 16:3 توسط عاشق |

نمي دونم چرا اين جوري شد . آخه چرا چر ا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

وقت رفتنت نبود خداحافظ عشق من   

    سخت گفتنش ولي  خداحافظ عشق من

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/22ساعت 20:22 توسط عاشق |


نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي

به اندازه قليون دوست دارم اگه گفتي چرا؟ ق?>براي قشنگيت ل?>براي لبخندت ي?>براي يكي بودنت و?>براي وفايت ن?>براي نگاهت

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است . بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است . مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است . غزل حجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است

کنار آشنایی تو آشیانه می کنم فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند برای چه زنده ای؟ ومن برای زندگی تو را بهانه می کنم

آدما فکر می کنن شاعرا خیلی غم دارن کاشکی فقط این بود اونا خیلی کسا رو کم دارن عاشق کسی میشن که عاشقاش فراوونه بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه

خدا جون وقتی منو نقاشی می کردی زیبا نقاشی کردی ؛ ممنون سالم نقاشیم کردی ؛ ممنون ولی آخه چرا خدا جون تنها نقاشیم کردی؟

پیچ جاده ، آخر راه نیست مگر اینکه تو نپیچی!

وقتی که رفتی هم روحم سوخت هم جیگرم . با رفتنت دوگانه سوزم کردی

آنقدر اسم تو را زمزمه کردم که لبم سوخت اما نام تو را توبه نکردم جگرم سوخت

وقتی قلبت شکست خورده هاشو یه گوشه نگه دار درسته که هیچ وقت مثل اولش نمی شه اما شاید بتونی تکه های گم شده ی یه قلب دیگه باشی . . .

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن

زدوستان دو رنگم عجيب دل تنگ است..... فداي همت آن دشمني كه يكرنگ است

عشق یه سمه شیرینه ... بدون نسخه ی کسی که دوسش داری مصرفش نکن . از از دسترس بچه ها دور نگهش دار...و در محل تاریک ازش مواظبت کن

اگه عشق نباشه مولکول‌هاي اکسيژن و هيدرژن نمي‌تونن اينقدر محکم همديگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد!!

اگه با ديدن من غم تو دلت جون ميگيره ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره



سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد.

می دونی ادما بین الف تا ی قرار دارند . بعضی ها مثل "ب" برات می میرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت می شوند، مثل "م" منتظر می مونند، تا یک روز مثل "ی" یارت بشن

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/01/19ساعت 20:24 توسط عاشق |

وای از دست این زندگی

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/01/18ساعت 18:48 توسط عاشق |

سلام به همه عیدتون مبارک

از دوستانی که تو این مدت با نظراتشون من رو همراهی کردن متشکرم

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/01/05ساعت 13:25 توسط عاشق |

صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو . يا دل از ديده تو سير شود بعد برو . تو اگر کوچ کني بغض خدا ميشکند . صبر کن گريه به زنجير شود بعد برو

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

عشق عینك سبزیست كه كاه را یونجه می بیند


چندي ست که بيمار وفايت شده ام …... در بستر غم چشم به راهت شده ام …... اين را تو بدان اگر بميرم روزي …... مسئول تويي که من فدايت شده ام

اگر من وتو دو برگ بوديم هنگام خزان زودتر از تو ميشکستم ومي افتادم تا زماني که تو مي افتي در آغوشم

زندگي 4 پيچ داره :تولد، عشق، ازدواج و مرگ، سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟

اگر براي یک اشتباه هزار دليل بياوري ميشود هزار و یک اشتباه

من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي و گفتي ميگ ميگ

بازي روزگار را نميفهمم!من تو را دوست دارم.......تو ديگري را ..........و ديگري مرا........و همه ي ما تنهاييم

اگر خدا به حضرت ابراهيم فرمان مي‌داد به جاي فرزندش، همسرش را قرباني كند، اين مراسم با شكوه هر چه تمام‌تر هر سال برگزار مي‌شد

اين روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه ... درد تموم عاشقا پاي کسي نشستنه

وقتي به دنيا اومدي داشت بارون مي اومد فرشته ها داشتن گريه مي كردن اخه يكي از شون كم شده بود

خيره مي شوم به عقربه ها مي شمارم لحظه هاي بودنت را چشمانم را كه مي بندم گاه گاهي برايم مي خواني دفتر سفيدم را مي گشايم مي نشينم در خلوت اتاقم و از سرماي نبودنت خود را در آغوش مي كشم و سكوتِ لحظه هايم را مي نگارم براي كسي كه مثل خون تو رگهامه

درد را از هر طرف که بخوانی درد است، بیهوده دنبال میانبر نباش!

مشترک گرامي! اعتبار دوستي شما رو به اتمام است. لطفا جهت شارژ مجدد يک بوس ارسال نماييد


میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت پیمانه نمیداد به پیمان ###ان باز ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت



توي دنيا يه قلب است که براي تو مي تپه اونم قلب خودته

باخود عهد کردم اگر توراديدم بگويم ازتو دلگيرم/ ولي باز تورا ديدم و گفتم بي تو مي ميرم

صبح كه از خواب پا ميشي دو تا انتخاب داري يا اينكه چشمات رو ببندي و دوباره برگردي به رويات و يا اينكه چشمات رو باز كني و به دنبال رويات بري و تو بيداري پيداش كن

یه قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه ... اگه گفتی بچشون چی میشه ؟ ... بچه دار نمیشن ... ترو خدا براشون دعا کن ... داره زندگیشون ازهم مي پاشه


+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/21ساعت 19:19 توسط عاشق |